ساخت انواع تابلو در سراسر کشور

وبلاگ

روش های قدیمی فروش محدودند و بی کاربرد
وبلاگ

روش های قدیمی فروش محدودند و بی کاربرد

روش های قدیمی فروش محدودند و بی کاربرد

با آن که چمدان های مسافرتی و دکمه های رنگی از مد افتاده اند، اما شما هم چنان لباس می پوشید؛ تنها در یک حالت متفاوت تر. درباره فروش هم همینطور است. باید در این دهه روش را عوض کنید، در غیر این صورت فروش هم همینطور است. باید در این دهه روش را عوض کنید، در غیر این صورت فروش کافی برای سر به سر شدن یا حتی پایین از براوردن رویاها و اهداف خود خواهید داشت.
رکورد وهه ۸۰ فشاری را بر تغییر فرایند فروش ساخت که باعث شد دنیای تجارت برای همیشه از آن منتفع شود.
برای موفقیت به عنوان یک فروشنده حرفه ای، باید بتوانید هر چیزی را دو بار بفروشید و یا به کسی که برای معامله با فرد دیگری رفته است، دوباره بفروشید.
روش جدید از روش های قدیمی استفاده می کند. باید هم چنان یک فرد ماهر در ایده فروش باشید. فقط آن ها را در روش های متفاوت به کار ببرید؛ یک روش دوستانه، یک روش محترمانه، روشی برای نگه داری اولیه و فروش ثانویه تاکید دارد.
این همیشه مرا آزار می دهد که بگویند “فروش یک هنر است”. فروش یک علم است، فروش یک مجموعه ای از واژه ها، عبارت ها و ایده هایی قابل تکرار و پاسخ گراست که مشتری بالقوه را به خرید وا می دارد. مانند تمام علوم، فروش نیز مستلزم تجربه برای انجام دادن بهترین کار است.
قوانین جدید بازی ساده هستند و شما می توانید آن ها را همین امروز به کار گیرید. روش های قدیمی فروش محدودند و بی کاربرد

چالش رو در روی شما فقط استفاده از آن ها نیست، بلکه تسلط بر آن هاست. در این جا ۷/۵ معیار سنجش وجود دارد:

۱- هر چیزی را بر اساس آنچه مشتری می خواهد. نیاز دارد و می فهمد بفروشید یا بگویید، نه بر اساس آنچه شما ترجیح می دهید.
۲- اطلاعات شخصی را جمع آوری کنید و یاد بگیرید چگونه از آن ها استفاده نمایید.
۳- دوستی ایجاد کنید. مردم از دوستان می خرند نه فروشندگان.
۴- روابطی ایجاد کنید که هیچ رقیبی قادر به نفوذ در ان نباشد. رقبای من گه گاهی به مشتریانم زنگ می زنند، مشتریانم بلافاصله به آنان شماره مرا می دهند و می گویند که به من زنگ بزنند و دیدگاهشان را درباره ارائه خدمات خود بگویند.
آنان می گویند به جفری گیتومر زنگ بزنید و به او توضیح دهید. اگر او فکر کند خوب است حتماً به ما می گوید.” اگر رقبای شما به مشتریانتان زنگ بزنند، آیا مشتریان شما هم همین کار را می کنند؟ برای اطمینان از این مسئله شما چه کار می کنید؟
۵- ایجاد زمینه مشترک: اگر هردوی شما گلف دوست دارید یا بچه دارید، باید آن قدر مباحث و موضوعات مشترک را داشته باشید که شما را به هم نزدیک تر سازد.
۶- جلب اطمینان: زمانی که در مشتریان خود انگیزه کاری ایجاد می کنید، باید اعتماد کافی برای خرید ایجاد کنید؛ در غیر این صورت از افراد دیگر خرید خواهند کرد.
۷- شادی و تفریح داشته باشید: این یک سرطان مغر نیست، لزوم حرفه ای شماست. زمان زیادی به این کار تختصاص بدهید. اگر می توانید در آنان خنده ایجاد کنید، اگر می توانید آنان را به خرید وادار کنید. خنده نوعی تایید ضمنی است. تایید ضمنی به تایید قراردادی منتهی می شود.
۷/۵- هرگز فروش را هدف قرار ندهید: وقتی فروشنده ای مثل یک فروشنده حرف می زند این مرا خیلی عصبانی می کند. علم فروش را یاد بگیرید و آن را به هنر تبدیل کنید.
صدها قانون، رهنمود، استراتژی و ایده های دیگر در این کتاب وجود دارند که نشانگر علم فروش و این که چرا مردم خرید می کنند، می باشد. چالش شما، یادگیری کاربرد روزانه آن ها برای موفقیت در دنیای واقعی شما است.
شما نمی توانید به هر کسی بفروشید، اما می توانید بیشتر و خیلی بیشتر از آنچه هم اکنون می فروشید، بفروشید. تنها با یک راه ساده؛ از راه شادی آفرینی.

نقطه حساس گول زننده مشتری
وبلاگ

نقطه حساس گول زننده مشتری

نقطه حساس گول زننده مشتری

تمام آموزه‌های فروش دربرگیرنده این جمله هستند: اگر می‌خواهید فروشی انجام گیرد، با اطمینان نقطه حساسی را فشار دهید. خیلی عالی است. اما در کجاست؟ در یک دیدگاه شفاف است و در طیفی در فاصله شنیدن قرار دارد. تمام آنچه باید انجام دهید این است که باهوش باشید.
فشار دادن نقطه حساس زمانی کار می‌کند که اول آن را پیدا کنید. در اینجا چند روش برای اکتشاف یا روشن‌سازی نقطه حساس شخصی یا تجاری در یک معامله وجود دارد. خوب توجه کنید نقطه حساس شخصی داغ‌تر و مهم‌تر از تجاری‌ها هستند.

  • پرسش‌هایی درباره پست و مقام و موفقیت‌ها بپرسید: تعطیلات کجا رفتید. بچه‌ها به کدام دانشکده می‌روند. وضعیت تجاری الآن چطور است، چگونه شکل‌گرفته شده است(تاریخچه).
    پرسش‌هایی درباره بحث افتخار بپرسید: بزرگ‌ترین موفقیت در تجارت. بزرگ‌ترین هدف امسال.
    پرسش‌هایی درباره علایق شخصی بپرسید: اوقات فراغت خود را بیشتر کجا سپری می‌کنید. کدام ورزش‌ها و کارهای هنری را ترجیح می‌دهد.
    بپرسید چه‌کار می‌کرد اگر این کار را نداشت: آرزوها و رؤیاهای واقعی او کدام اند؟
    پرسش‌های هدف‌گرا بپرسید: هدف اصلی شرکت او در این سال کدام است؟ چگونه قصد دارد به این هدف برسد؟ بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به این هدف چیست؟
    به تمام موردهای در دفتر مشتری توجه کنید: به دنبال چیزهای برجسته باشید. برخی چیزها جدا از چیزهای دیگر قرارگرفته‌اند، بزرگ و برجسته‌تر به نظر می‌رسند. به دنبال عکس‌ها و جوایز باشید. بپرسید چگونه آن‌ها را کسب کرده است.

نگاه کردن و پرسیدن ساده‌ترین بخش‌ها هستند. شنیدن سخت‌ترین بخش و درعین‌حال مهم‌ترین بخش است. نقطه حساس در پاسخ نهفته است.

  • به نخستین چیزی که گفت یا اشاره کرد، گوش بدهید: نخستین چیزی که در پاسخ نخستین پرسش گفته می‌شود” تمام فکر یک پاسخگو” است. مهم‌ترین چیز در ذهن شما معمولاً نخستین چیزی است که درباره آن حرف می‌زنید. ممکن است همین مطلب یک نقطه حساس نباشد، اما دیدگاهی را دران جهت ارائه می‌دهد.
    به لحن نخستین پاسخ گوش بدهید: لحن گفتن، ضرورت یا اهمیت یک مطلب را مشخص می‌کند. قیافه و شدت لحن فرد نشان‌دهنده شور و هیجان اوست. نقطه حساس گول زننده مشتری
    به پاسخ‌های مؤکد و فوری گوش بدهید: واکنش‌های حرکات زانوها نشان از موضوعات حساس دارند. توافق واقعی را به دست آورید.
    به یک داستان یا توصیف بلند و طولانی گوش بدهید: برخی چیزها که به‌طور جزئی گفته می‌شوند معمولاً اجباری و حساس هستند.
    به عبارت‌های تکراری گوش کنید: چیزهایی که دو بار گفته می‌شوند همیشه در جلوی ذهن قرار دارند.
    به دنبال پاسخ‌های احساسی باشید: برخی چیزها با شور و حال یا در لحنی متفاوت بیان می‌شوند.

حالا فکر کنید نقطه حساس را پیدا کردید. حالا اجازه بدهید آن را بفشاریم.

در اینجا ۵ ایده درباره فشار دادن نقطه حساس گول زننده مشتری وجود دارد:

  • پرسش‌هایی درباره اهمیت یا ویژگی بپرسید: پرسش‌ها کمک می‌کنند تا موقعیت را بهتر بفهمید. اهمیت مطلب برای شما چقدر است؟ چگونه بر شما اثر می‌گذارد؟
    پرسش‌هایی درباره نقطه‌ای که فکر می‌کنید حساس است بپرسید؟ اگر یادداشت برداشته‌اید، می‌بینید نقاطی وجود دارند که نشان می‌دهند حساست زا هستند.
    پرسش‌هایی را با روش زیرکانه بپرسید: با آن‌ها به‌عنوان بخشی از گفتگو کارکنید و واکنش‌ها را تماشا کنید. اگر اعتقاددارید یک نقطه حساس است، راه‌حل‌هایی که ارضاکننده آن موقعیت هستند، ارائه دهید.
    از نشان دادن نقطه حساس در سرتاسر عرضه هراس نداشته باشید: آن را دوباره تصحیح کنید و منتظر تأیید پاسخ از سوی مشتری بالقوه باشید.
شکایت های مشتری پروراننده فروش است
وبلاگ

شکایت های مشتری پروراننده فروش است

شکایت های مشتری پروراننده فروش است ، اگر آن ها را به درستی اداره کنید.

همیشه حق با مشتری است، به جز مواردی که او اشتباه می کند. در فروش، درست و نادرست موضوع نیست. این درک مشتری است که مهم است. راضی و خوشحال نگه داشتن مشتری تمام موضوع است. بهترین روش اداره کردن شکایت یک مشتری نگران چیست؟ روش تماس شخصی را امتحان کنید.

ادامه مطلب

وقتی فروش های بد برای افراد خوب روی می دهد
وبلاگ

وقتی فروش های بد برای افراد خوب روی می دهد

وقتی فروش های بد برای افراد خوب روی می دهد

در هر حرفه ای، خوب و بدهای زیادی وجود دارد. فروش نیز از این قائده مستثنا نیست. مطالعات نشان می دهند که تنها شغل حقیر تر از فروشندگی، در اذهان امریکایی ها، سیاستمداری است.

ادامه مطلب

کی و کجا اطمینان خریدار ایجاد می شود؟
وبلاگ

کی و کجا اطمینان خریدار ایجاد می شود؟

کی و کجا اطمینان خریدار ایجاد می شود؟

اگر مشتریان بالقوه به شما و محصولاتتان اعتمادی نداشته باشند، خرید نمی کنند. باور خریدار باید در تمام مراحل فرایند فروش تایید شود. بدیهی است هرچه این اعتماد سریع تر در فرایند فروش شکل بگیرد، دستیابی به مرحله دیگر فروش سریعتر و ساده تر خواهد شد. در اینجا چند فرصت مقدماتی فروش برای ایجاد اعتناد خریدار آمده است. هر موقعیتی مستلزم انواع مختلف ایده های جلب اعتماد می باشد:

ادامه مطلب